worth
A1فعل/US /wɝθ/ wərth; UK /wɝθ/ wərth/
ارج، ارزش، مقدار
JadoLearn Dictionary
معنی worth به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ارج، ارزش، مقدار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صحرایی، بیابان، بادیه
شایستگی داشتن، شایسته بودن، سزاواری
فضیلت، سبق، نغزی
ثمن، بها، نرخ
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
نشان کردن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
روان، سهل، کاری ندئرد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.