tun
B1فعلایفا کردن، اجرا کردن، اجرا نمودن
JadoLearn Dictionary
tun یعنی ایفا کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ایفا کردن، اجرا کردن، اجرا نمودن
یاتاقان، وجود، پیشگاه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انگیزه، انگیختگی، محرک
درشکه، کجاوه، کالسکه
زعم، مظنه، عقیده
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
ایفا کردن، اجرا کردن، اجرا نمودن
انجام دادن، ساختن
ایفا کردن، اجرا کردن، اجرا نمودن
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
پائیدن، پاس، ناظر بودن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.