
۵۰ فعل پرکاربرد انگلیسی با معنی، گذشته، مثال و تمرین
۵۰ فعل کاربردی انگلیسی را با معنی فارسی، شکل گذشته، ترکیب رایج و جمله ترجمهشده یاد بگیر؛ همراه با تمرین و پاسخ تشریحی.
این راهنما با کمک هوش مصنوعی تهیه و با منابع آموزشی انتهای صفحه بررسی شده است؛ مثالها و تمرینهای آن برای جادولرن نوشته شدهاند.
برای شروع جملهسازی انگلیسی، فعلهایی مثل be، have، do، go و want از حفظکردن فهرست واژههای پراکنده کاربردیترند. در این صفحه ۵۰ فعل کاربردی برای مبتدیها را با معنی، گذشته ساده، یک ترکیب رایج و جمله ترجمهشده میبینی. این فهرست انتخاب آموزشی جادولرن است؛ رتبهبندی آماری «پرتکرارترین ۵۰ فعل» در همه متنها نیست.
اگر از پایه شروع میکنی، جدول را همراه با درس حال ساده مثبت بخوان. برای انتخاب مسیر کامل، صفحه آموزش زبان انگلیسی ترتیب یادگیری و تمرینها را نشان میدهد.
چطور جدول را بخوانی؟
ستون اول شکل پایه فعل است. ستون دوم گذشته ساده را نشان میدهد؛ لازم نیست در اولین دور همه شکلهای گذشته را حفظ کنی. معنی فارسی فقط برای کاربرد نمونه است و تمام معنیهای واژه را پوشش نمیدهد. مثلاً get بسته به جمله میتواند گرفتن، رسیدن یا شدن باشد.
روی نام هر فعل بزن تا معنیها و تلفظش را در دیکشنری ببینی. فعل را با ترکیب کنار آن یاد بگیر: listen to music، wait for the bus و pay for a ticket. حرف اضافه بخشی از الگوی کاربردی است.
فهرست ۵۰ فعل با معنی و مثال
| فعل و دیکشنری | گذشته ساده | معنی و ترکیب کاربردی | جمله و ترجمه |
|---|---|---|---|
| 1. be | was / were | بودن؛ be ready | We are ready. ما آمادهایم. |
| 2. have | had | داشتن؛ have time | I have some time. کمی وقت دارم. |
| 3. do | did | انجام دادن؛ do homework | She does her homework. او تکالیفش را انجام میدهد. |
| 4. go | went | رفتن؛ go home | They went home early. آنها زود به خانه رفتند. |
| 5. come | came | آمدن؛ come back | Please come back tomorrow. لطفاً فردا برگرد. |
| 6. get | got | گرفتن؛ رسیدن؛ get a message | I got your message. پیامت را گرفتم. |
| 7. make | made | ساختن؛ درست کردن؛ make a mistake | We made a mistake. ما اشتباه کردیم. |
| 8. take | took | برداشتن؛ گرفتن؛ take a photo | He took a photo. او عکس گرفت. |
| 9. give | gave | دادن؛ give advice | Mina gave me some advice. مینا به من توصیه کرد. |
| 10. put | put | گذاشتن؛ put on the table | Put the keys on the table. کلیدها را روی میز بگذار. |
| 11. want | wanted | خواستن؛ want to learn | I want to learn German. میخواهم آلمانی یاد بگیرم. |
| 12. need | needed | نیاز داشتن؛ need help | We need your help. به کمک تو نیاز داریم. |
| 13. like | liked | دوست داشتن؛ like music | She likes quiet music. او موسیقی آرام را دوست دارد. |
| 14. love | loved | بسیار دوست داشتن؛ love cooking | I love cooking with friends. آشپزی با دوستانم را خیلی دوست دارم. |
| 15. know | knew | دانستن؛ شناختن؛ know the answer | Do you know the answer? پاسخ را میدانی؟ |
| 16. think | thought | فکر کردن؛ think about | I think about my family. به خانوادهام فکر میکنم. |
| 17. understand | understood | فهمیدن؛ understand a question | I understood the question. سؤال را فهمیدم. |
| 18. remember | remembered | به خاطر آوردن؛ remember a name | I remember her name. نامش را به خاطر دارم. |
| 19. forget | forgot | فراموش کردن؛ forget a password | He forgot his password. او رمزش را فراموش کرد. |
| 20. learn | learned / learnt | یاد گرفتن؛ learn a language | We learned five new words. پنج واژه جدید یاد گرفتیم. |
| 21. say | said | گفتن؛ say hello | She said hello to us. او به ما سلام کرد. |
| 22. tell | told | گفتن به کسی؛ tell a story | Tell me your story. داستانت را برایم بگو. |
| 23. speak | spoke | صحبت کردن؛ speak English | They speak English at work. آنها در محل کار انگلیسی صحبت میکنند. |
| 24. talk | talked | گفتوگو کردن؛ talk about | We talked about the course. درباره دوره گفتوگو کردیم. |
| 25. ask | asked | پرسیدن؛ درخواست کردن؛ ask a question | Can I ask a question? میتوانم سؤالی بپرسم؟ |
| 26. answer | answered | پاسخ دادن؛ answer the phone | Please answer the phone. لطفاً تلفن را جواب بده. |
| 27. read | read | خواندن؛ read a book | I read a page every night. هر شب یک صفحه میخوانم. |
| 28. write | wrote | نوشتن؛ write an email | He wrote a short email. او ایمیل کوتاهی نوشت. |
| 29. listen | listened | گوش دادن؛ listen to music | We listened to the radio. به رادیو گوش دادیم. |
| 30. hear | heard | شنیدن؛ hear a sound | I heard a strange sound. صدای عجیبی شنیدم. |
| 31. see | saw | دیدن؛ see a friend | I saw my friend yesterday. دیروز دوستم را دیدم. |
| 32. watch | watched | تماشا کردن؛ watch a film | We watched a film together. با هم فیلم تماشا کردیم. |
| 33. look | looked | نگاه کردن؛ look at | Look at this picture. به این تصویر نگاه کن. |
| 34. find | found | پیدا کردن؛ find a job | She found a new job. او کار جدیدی پیدا کرد. |
| 35. use | used | استفاده کردن؛ use a computer | Can I use this computer? میتوانم از این رایانه استفاده کنم؟ |
| 36. work | worked | کار کردن؛ work from home | I work from home. از خانه کار میکنم. |
| 37. study | studied | مطالعه یا تحصیل کردن؛ study English | He studies English daily. او هر روز انگلیسی میخواند. |
| 38. live | lived | زندگی کردن؛ live in a city | We live in a small city. در شهر کوچکی زندگی میکنیم. |
| 39. eat | ate | خوردن؛ eat lunch | They ate lunch outside. آنها بیرون ناهار خوردند. |
| 40. drink | drank | نوشیدن؛ drink water | I drank a glass of water. یک لیوان آب نوشیدم. |
| 41. cook | cooked | آشپزی کردن؛ cook dinner | My brother cooked dinner. برادرم شام پخت. |
| 42. buy | bought | خریدن؛ buy a ticket | We bought two tickets. دو بلیت خریدیم. |
| 43. pay | paid | پرداخت کردن؛ pay for | I paid for the books. هزینه کتابها را پرداخت کردم. |
| 44. open | opened | باز کردن؛ open a window | She opened the window. او پنجره را باز کرد. |
| 45. close | closed | بستن؛ close the door | Please close the door. لطفاً در را ببند. |
| 46. start | started | شروع کردن؛ start a lesson | We started the first lesson. درس اول را شروع کردیم. |
| 47. finish | finished | تمام کردن؛ finish work | I finished work at five. ساعت پنج کارم را تمام کردم. |
| 48. wait | waited | منتظر ماندن؛ wait for | We waited for the bus. منتظر اتوبوس ماندیم. |
| 49. help | helped | کمک کردن؛ help someone | She helped me yesterday. او دیروز به من کمک کرد. |
| 50. meet | met | ملاقات کردن؛ meet a friend | I met an old friend. دوست قدیمیام را دیدم. |
برای read شکل نوشتاری حال و گذشته یکسان است، اما تلفظشان فرق دارد: در حال معمولاً /riːd/ و در گذشته /red/. برای learn هر دو شکل learned و learnt دیده میشود. be هم در حال به صورت am/is/are و در گذشته به صورت was/were صرف میشود؛ یک شکل یکسان برای همه فاعلها ندارد.
پنج فعل پایه که چند نقش دارند
be برای معرفی، وضعیت و مکان میآید: She is a nurse. «او پرستار است» و The keys are here. «کلیدها اینجا هستند». آن را در جملههای فارسیِ بدون فعل آشکار حذف نکن؛ She a nurse کامل نیست. درس فعل be همین تفاوت را تمرین میدهد.
have میتواند داشتن را نشان بدهد: I have a bike. ولی در ترکیب have breakfast معنی «صبحانه خوردن» میدهد. do در I do my homework. فعل اصلی است؛ در Do you work here? نقش کمکی در ساخت سؤال دارد. برای تمایز سؤال و فعل اصلی، درس do و does را ببین.
make معمولاً در ساختن یا ایجادکردن و ترکیبهایی مثل make a plan و make a mistake میآید. do و make را نمیتوان صرفاً به دلیل ترجمه مشترک «انجام دادن» جای هم گذاشت. get هم معنی واحد ندارد؛ در شروع هر کاربرد تازه را با یک جمله ثبت کن و از ترجمه یکسان در همه موقعیتها پرهیز کن.
تفاوتهای کاربردی برای جملهسازی
- say معمولاً با خود پیام میآید:
She said she was busy.؛ با tell اغلب مخاطب را هم میگویی:She told me she was busy. - listen یک توجه فعال است و معمولاً در این کاربرد to میگیرد؛ hear میتواند شنیدن بدون قصد قبلی باشد:
I heard a noise. - look at برای جهتدادن نگاه است؛ see برای دیدن و watch برای تماشای چیزی در طول زمان رایج است.
- study میتواند درباره صرف وقت برای یادگیری باشد؛ learn بیشتر به کسب دانش یا مهارت اشاره میکند. خواندن یک درس همیشه به معنی یادگرفتنش نیست.
ساخت حال ساده و گذشته
در حال ساده، برای he/she/it معمولاً s یا es لازم است: She works.، He watches. و Nima studies. بعد از does یا doesn't، فعل به شکل پایه برمیگردد: Does she work?، نه Does she works?.
برای گذشته، بعضی فعلها ed میگیرند و بعضی شکل دیگری دارند. بعد از did یا didn't نیز فعل پایه میآید: Did you buy a ticket?، نه Did you bought ...?. برای تمرین، افعال باقاعده گذشته و افعال بیقاعده گذشته را جدا مرور کن.
تمرین با پاسخ
- ۱. جمله
She ... English every day.را با study کامل کن. - ۲. گذشته go، make، buy و meet را بنویس.
- ۳. در
Please listen ... the recording.کدام حرف اضافه لازم است؟ - ۴.
Did you went home?را اصلاح کن. - ۵. انتخاب کن:
I ... a mistake.؛ do یا make؟ برای گذشته بنویس. - ۶. دو جمله بساز: یکی برای «هر روز کار میکنم» و یکی برای «دیروز کار کردم».
پاسخ تشریحی
- ۱.
She studies English every day.y بعد از حرف بیصدا به ies تبدیل میشود. - ۲. went، made، bought و met؛ اینها با ed ساخته نمیشوند.
- ۳. to:
Please listen to the recording. - ۴.
Did you go home?did گذشته را نشان میدهد و go به شکل پایه میآید. - ۵.
I made a mistake.ترکیب طبیعی make a mistake است. - ۶.
I work every day.وI worked yesterday.دو زمان متفاوت را با همان فعل نشان میدهند.
قدم بعد برای فعالکردن فعلها
از جدول فقط پنج فعل انتخاب کن و با اطلاعات خودت جمله بساز. برای گفتن تعداد تکرار، قیدهای always، usually و never را به جملهها اضافه کن. سپس تمرین حال ساده و تمرین افعال بیقاعده را انجام بده. برای ثبت واژههای دشوار و مرورشان به لایتنر جادولرن برو و زبان انگلیسی را انتخاب کن.
منابع آموزشی
برای بررسی قواعد و ادامه مطالعه از این منابع استفاده شده است. مثالها و تمرینهای این مقاله برای جادولرن نوشته شدهاند.
این موضوع را در مسیر یادگیری ادامه بده
مقاله را به دوره، گرامر و واژگان همان زبان وصل کن تا مطلب در تمرین هم تثبیت شود.